چند روز پیش با یک نفر مصاحبه ای داشتم که نظرات بسیار خوبی درباره موضوع مصاحبه داشت البته نقطه نظراتی هم داشت که اگر در کنار بقیه دیدگاهایش می آمد ممکن بود اثر قابل تامل آن را از بین ببرد و یا بعد برایش دردسری درست کند به همین دلیل تصمیم گرفتم از آن بخش از سخنان وی به که نظرم کاربردی آمد و می توانست مخاطب را به فکر کردن وادار کند استفاده کنم. همان جا با خودم فکر کردم چه مقدار از مطالبی که در رسانه ها منتشر می شود و بعدا مستند مسایل قضایی قرار می گیرد می تواند از این نوع باشد. البته به عنوان فردی که سالها سابقه کار خبری دارد با حربه نخ نمای "اشتباه خبرنگار" هم آشنا هستم که مصاحبه کننده و مدیر مسئول معمولا سعی می کنند با قربانی کردن خبرنگار خود را از عواقب موضوع برهانند. اما موضوعی که برایم پس از این موضوع مهم جلوه کرد این بود که واقعا مسئولیت اجتماعی ما رسانه ای ها چیست؟ تا چه حد می توانیم برای هیجان آفرینی و رقابتهای حرفه ای طرف مقابل خود را قربانی کنیم؟ از این فرصت استفاده می کنم. با برملا شدن جنایت آمشتاتن که آوازه رفتار هولناک پدر علیه دخترش، مردم اتریش و بسیاری از دیگر کشو...
خبر هیجان خودش را دارد، وقتی توی لحظه هستی فقط اون چیزی رو که دنبالشی می بینی، بعد از خبر به چیزای دیگه می رسی، به پشت صحنه های خبر، به ناگفته ها به نگفتنی ها و البته به استراحت